خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند

    .

    به ما گفتند بازی کنید. گفتیم با کی؟

    گفتند با تیم دنیا

    تا خواستیم بپرسیم بازی چی؟

    سوت آغاز بازی رو زدن.

    فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست

    بازی شروع شد

    و دنیا پشت سر هم به ما گلی میزد

    ولی نمی دونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه می کردم

    امتیازها برابر بود.

    تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم

    و خندید گفت:نگران نباش

    تو وقت اضافه می بریم حالا بازی کن.

    گفتم آخه چطوری؟

    بازم خندید و گفت:فقط پاس بده بقیش با من 

     

     

    زندگی پر است از گره هایی ،

    که تو آن را نبسته ای …

    اما باید تمام آنها را

    به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها … !

    ولی اگر به خدا توکل کنی ،

    او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند … !

     


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بازی ,
    او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده